الشيخ عباس القمي

31

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي )

پدر حكومت قبايل عرب داشت و او را سه پسر بود : 1 - كنانه 2 - هون 3 - أسد . و كنانه ( به كسر كاف ) مادرش عوانه بنت سعد بن قيس بن عيلان بن مضر است . و كنيتش « ابو نضر » . چون رئيس قبايل عرب گشت در خواب به او گفتند كه برّة بنت مرّ بن ادّ بن طابخة بن الياس را بگير كه از بطن وى بايد فرزندى يگانه به جهان آيد ، پس كنانه برّه را تزويج نمود و از وى سه پسر آورد : 1 - نضر 2 - ملك 3 - ملكان . و نيز هاله « 1 » را كه از قبيلهء ازد بود به حبالهء نكاح در آورد و از وى پسرى آورد مسمّى به عبد مناة . و در جمله پسران ، نور نبوى از جبين نضر ساطع بود ، وجه تسميهء او به نضر ( به فتح نون و سكون ضاء مجمعه ) نضارت وجه اوست ، « 2 » و او را « قريش » نيز مىگويند و هر قبيله‌اى كه نسبش به نضر پيوندد ، او را قريش خوانند . « 3 » و در وجه ناميدن نضر به قريش به اختلاف سخن گفته‌اند و شايد از همه بهتر آن باشد كه چون نضر مردى بزرگ و با حصافت « 4 » بود ، و سيادت قوم داشت ، پراكندگان قبيله را فراهم كرد و بيشتر هر صباح بر سر خوان گستردهء او مجتمع مىشدند از اين روى « قريش » لقب يافت ، چه « تقرّش » به معنى « تجمّع » است . « 5 » و نضر را دو پسر بود . يكى مالك و ديگرى يخلد . و نور نبوّت در جبين مالك بود . و مادرش عاتكه بنت عدوان بن عمرو بن قيس بن عيلان است . و مالك را پسرى بود فهر ( به كسر فاء و سكون هاء ) نام داشت و مادرش جندله بنت حارث جرهميّه است . و فهر رئيس مردم بود در مكّه ، و او را جمع‌آورندهء

--> ( 1 ) دختر سويد بن غطريف . ( 2 ) نك : الكامل فى التاريخ . ( 3 ) سيرهء حلبيه ، ج 1 ، ص 9 ؛ السيرة النبوية ، ابن كثير ، ج 1 ، ص 84 . ( 4 ) حصافت : محكم بودن رأى و خردمند بودن ، درستى و استوارى خرد . ( 5 ) نك : السيرة النبوية ، ابن كثير ، ج 1 ، ص 87 .